حسینیه اربابِ بیکفن… توسط حسین شرفخانلو در پنجشنبه, آبان 23, 1392 “دور و برت دیدم عجب وضعیتی بود مردی زره برد و قبا برد و عبا برد با این بساطی که در آوردهست لشگر باید که جمعت کرد و بین بوریا برد” + نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع شهیدانه نوستالوژی یادداشتهای جنگی ۳۴ (سالگرد) تلخند حسینیه خوی داهی نه خبر؟ دفاع روزمرهها سفر شبهای رمضان یادداشتهای جنگی ۳۱ (مال و بَنون) پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)
پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)