دل نامه وداعیه ؛ با چند روز تاخیر توسط حسین شرفخانلو در جمعه, مهر 27, 1386 جویند همه هلال و من ابرویت گیرند همه روزه و من گیسویت از جمله ی این دوازده ماه تمام یک ماه مبارک است و آن هم رویت … یک هفته از جشن بزرگ سپاس می گذشت و من هنوز خمار آن باده سربسته بودم… امروز تازه باورم شد که رمضان … باز! رفته است. نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط خارج از موضوع خوی دل نامه سفر سفر قبله یادداشتهای جنگی ۳۲ (حج جنگی) پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است) آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن)
پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)
آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن)