دل نامه شبهای رمضان رساله ی التجاء توسط حسین شرفخانلو در یکشنبه, شهریور 3, 1387 باری تعالی ِِِِِِِِِِِِِگرامی! یادم دادند که هر شب، درِ گوشت بخوانم: شتر دیدی، ندیدی! من که یوسف نیستم. که با من راز بنمایانی. از یوسف بودن، فقط در چاه افتادنش روزی من شده… همین! نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط خارج از موضوع خوی دل نامه سفر سفر قبله یادداشتهای جنگی ۳۲ (حج جنگی) تلخند حسینیه خوی داهی نه خبر؟ دفاع روزمرهها سفر شبهای رمضان یادداشتهای جنگی ۳۱ (مال و بَنون) پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)
پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)