دل نامه توسط حسین شرفخانلو در جمعه, مهر 24, 1388 دل هم چو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی … نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط خارج از موضوع خوی دل نامه سفر سفر قبله یادداشتهای جنگی ۳۲ (حج جنگی) پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است) آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن)
پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)
آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن)
جایی میان ابرها ۱۳۸۸-۰۷-۲۵ در ۵:۳۵ ب٫ظ شاخه به شاخه قطع کن و خرد کن مرا ای من درخت خشک تو!ای تو مرا تبر!
دیدگاهها
شاخه به شاخه قطع کن و خرد کن مرا
ای من درخت خشک تو!ای تو مرا تبر!