در این طوفان در این گذار حساس در این پیچِ تاریخی فقط آقا بلد است دل امتش را قرص نگه دارد. آقا ، خدا تو را برای ما نگه دارد…
دفاع مقدّس وسیلهاى شد براى اینکه استعدادهاى مکنون در انسانها، به شکل عجیبى بُروز کند. …مثلاً شهید باکرى؛ ایشان در آغاز جنگ یک جوان دانشجو است که تازه فارغالتّحصیل شده؛ شما نگاه کنید در عملیّات بیتالمقدّس، در عملیّات خیبر، قبل آن در عملیّات فتحالمبین، این جوان یک فرماندهى زبدهى نظامى است که میتواند یک لشکر …
جوان بود و هیچ گمان نمیبردم که کاسبی به جوانی او، حساس به حسابِ ترازو و کم و زیادی پارهسنگش باشد. هیچ ظاهر متفاوتی از باقی کسبه و اهل بازار هم نداشت. بار اولی هم بود که از مغازهی کم عرض و کوچکش خرید میکردم. دنبال سبزی نعنا بودم و او با گشادهروئی و بیآنکه …
چشم فتنه را امیرِ قوم با دستِ نسلی درآورد که نه آزمون جنگ را دیده بودند و نه تجربهی حضور در میدانِ انقلابِ پنجاه و هفت را. آتش فنته را دستانِ نوجوان و جوانی خاموش کرد که به دم مسیحائی امیر قافلهی صبر و بصیرت، تعلیم دینداری و ولایتمداری دیده بود و ثابت کرد: اگر …
عیسا که بیاید نور میآورد از آسمانِ چهارم و کلمهی خدا را که او خود کلمهی خدا بود؛ إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَه یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّـهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِّنْه اسْمُهُ الْمَسیح عیسَى ابْنُ مَرْیَم وَجیهًا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخرَهِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِین… + عیسا که بیاید سپاهی از اهل انجیلِ راستین را میآورد برای یاریِ مرد …
در چشمم رعنا و زیباترین جوان روی زمین بود وقتی با آن قد رشید و سر و ریش مرتب و لب خندان از در آمد تو. لباس فرمش، سبزترین یوفیفرم دنیا و زیباترین تنپوشی بود که یک جوان میتواند داشته باشد و روی سینهاش نشانِ خوش نقشی که آیهی « و اعدوا لهم…+» رویش حک …
مولوى مَثلى دارد، من از آن خیلى لذت مىبرم؛ مىگوید: این آبها همهی پلیدیها را پاک مىکند -«یطهر» – نجاست خبثى و نجاست حدثى، هرچه واردش بشود، برطرف مىکند؛ اما این آب براثر آن مراجعات فراوان که همه را تمیز مىکند، خودش کثیف مىشود. خوب، حالا چه کار کنیم؟ آب که کثیف شد، باید چه …
آن سه قطره خونِ ریخته بر صحن دانشگاه آن سه آذر اهورائی که آذرخش اعتراض شدند و جهیدند به بیداد و کبر و نخوتِ شیطانِِ بزرگ و سه یارِ دبستانی که آدابِ ادبستانِ مسلمانی را حتا در دانشگاه پاس داشتند با خون، با شعور و با شعارِ مرگ بر زد و زور و تزویر، شعوری …
از من و شما هم سؤال میکنند دربارهى وعده و عهدى که با خدا کردیم؛ ما با خدا معاهده داریم. حالا در این آیهى شریفه – مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عهَدوا الله عَلَیهِ + – این عهدى که میگوید مؤمنین با خدا بستهاند و بعضى از مؤمنین به این عهد بهنیکى وفا کردند و …
صبح، کلهی سحر در آن سرمای سوزناک که تا مغز استخوان انسان فرو میشد و لزره از اندام صادر میکرد، در ازدحام سرویسهای بهداشتی که صفشان تا حوالی دربِ خروجی پایگاه مقداد (محل اسکان کاروانِ استانِ ما) کشیده بود، نمیدانم از کجا ساختمانی را کشف کرد که مختص از ما بهتران بود و محلِ استراحتِ …
