مردِ موعود

تا نیائی گره از کار جهان وا نشود…

ما که در مقدمه‌ی ظهورت و مقدمه چینی برای آمدنت در مانده‌ایم کجا تابِ با تو بودن و پا به پای تو آمدن را داریم تو که می‌آئی تو که می‌دانم که می‌آئی برایمان ایمان بیاور و تابِ نگه داشتنش را ای به‌ترین ذخیره‌ی خدا روی زمینِ هول‌ناک… .

آزادی

قسم به قطره قطره‌ی خونی که پای درخت آزادی ریختیم به تک به تک سروهای رها که شکستند در راه دوباره به دست آوردن خرم‌شهر به قدم‌هائی که با وضو پا به خونین‌شهر گذاشتند و مسجد جامع را دوباره دیدند؛ یک روز دوباره قدس را به آغوش اسلام برمی‌گردانیم و در اقصی نمازِ شکرِ پیروزی …

بهار؛ منتظرست!

“چه سال‌ها که گذشت و بهار منتظر است بهار ِ زخمی ِ پشت حصار منتظرست – چه سروها که به دست ِ تبر شهید شدند شقایقِ دلِ ما، داغ‌دار منتظرست – بهانه‌گیر شدند و به گریه افتادند ستاره کشت خودش را، سه‌تار منتظرست – چه‌قدر پنجره بازست رو به سوی امید چه‌قدر دل‌شده‌ی بی‌قرار منتظرست …

یوم النکبت

شصت و ششمین سال‌گرد انعقاد نطفه‌ی پلیدِ خباثتی به نام اسرائیل در ارض مقدس و متبرک قدس، نکبتی است بزرگ برای ابنای بشر و آن‌ها که چون سامری در غیبت موسی، این مجسمه‌ی فساد و تباهی را ساختند و در او دمیدند و به صدائی که از او ساطع است تبرک جستند. شصت و شش …

رغائب

در هیاهوی امیال به هم ممزوج رغبتی بالاتر از نیل به هواخواهی تو و امیدی جز جلبِ میلِ تو نیست ایها العزیز ما را در این روز اول رجب و در این شبی که به نام رغائب، شبِ خواستن و برآوردن آرزوهایش نامیده‌ای، جز به روی نیکوی خود، به دیگر سو مِیلی نیست و مباد …

آرمـــــــان‌شهر

رجعت شهیدان، “اگر” نیست! “حتم” است. شهید، شهادت را برگزید تا نهال دین سیرآب شود و روزِ نوروزی که صاحب دین برگردد، عدل خداوندی اقتضا دارد که کمک حالِ امامِ موعود، مردانی آزموده و امتحان پس داده باشند. امروز شهر ما با آن‌چه آن‌ها گذاشتند و رفتند، توفیر زیادی کرده است. آن روزها، این‌همه علم …