شبهای رمضان یادم از کِشتهی خویش آمد و هنگام درو توسط حسین شرفخانلو در دوشنبه, مرداد 14, 1392 الهی در این روزهای پایانی چنان که توانی و دانی برای ما بندهگان عاصی بچین از خرمنِ خوشههای خوشنودی و رهایمان کن از بند ظلماتِ نفسانی آنسان که رهاندی یوسفِ کنعانی از غل و زنجیرِ زندان و تهمتِ واهی… نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط تلخند حسینیه خوی داهی نه خبر؟ دفاع روزمرهها سفر شبهای رمضان یادداشتهای جنگی ۳۱ (مال و بَنون) پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است) آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن)
پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)
آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن)
دیدگاهها
غل و زنجیرو تهمت واهی…؟