شبهای رمضان ای دو سه تا کوچه زِما دورتر … توسط حسین شرفخانلو در یکشنبه, شهریور 24, 1387 دلم، برای لرز شانه هایم تنگ شده است. برای دستهایم که تا دامانت بالا می آیند. برای تو! برای طعم شیرین سحری های بعد از احیاء. برای چرت بعد از طلوع فجر … برای خیال خوب اجابت و وصل! نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط تلخند حسینیه خوی داهی نه خبر؟ دفاع روزمرهها سفر شبهای رمضان یادداشتهای جنگی ۳۱ (مال و بَنون) پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است) آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن)
پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)
آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن)
دیدگاهها
برای نون و پنیر و خرمای نذری
…
دلتنگیهایت را اسراف نکن
…