آرشیو برچسب ها: شهیدانه زیستن

جهادی‌ها

اصلش این است که تا محک تجربه به میان نیامده باشد، عیار آدم‌ها و جریان‌ها و دسته‌ها معلوم نمی‌شود. خاصه برای مردمی مثل ما که معمولا دچار پیش‌داوری و زدن همه با یک چوب و تعمیم دادن‌ها و از جزء به کل رسیدن‌ها هستیم بی‌آنکه علمِ نتیجه گرفتن و تعمیم دادن را بلد باشیم… . …

سالگرد کرونائی

با خانه‌تکانی عیدِ هر سالش که از یکی دو ماه مانده به بهار شروع و در آخر زمستان تمام می‎شد، فرش و دیوار و مبل و منزلِ همیشه تمیزش را از نو گرد می‌گرفت، تا مهمان‌ها وقتی برای عیددیدنی آمدند دیدنش، فرش و دیوار و مبل و منزلش برق بزنند مثل همیشه. هر سال تهِ …

اصلاح ذاتِ بین

انتخابات دور دهم مجلس شورای اسلامی در حالی قرار بود در ۷ اسفند ۹۴ برگزار شود که هم‌زمان دو نفر از دوستانم داوطلب نمایندگی بودند. که یکی‌شان سابقه‌ی داوطلبی در دوره‌های قبلی را داشت و یادم هست، یک‌سال مانده به انتخابات در خلال حرف‌های خودمانی‌ای که بین‌مان بود و هنوز هم هست، به‌ش گفتم که …

نوش بادت آن‌همه آغوشِ گشوده

برای از حاج قاسم نوشتن کلمه کم است. که او کلمه نبود. رود بود. روان بود. راه بلد و راه بر و راه نما بود؛ چراغ بود! کسی که تا مرز شهادت رفت و ایستاد پشت دروازه‌ی وصال و داخل بهشتِ شهادت نشد تا ماندگان به گَردِ راهی که رفته بود برسند. و ببینند شوق …

چلّه

رسم است شب یلدا را کنار شب‌چره خوردن و لمباندن حلوا و پشمک و هندوانه، به نقل قصه و خواندن حافظ بگذرانند و اگر ذوقی بود و حالی، خوش بُود گر محک تاپماچا (چیستان) آید به میان و قدیم‌تر در آذربایجان ما رسم بود دیوان “فضولی” شاعرِ غزل‌سرا هم می‌آمد به میان و مردم آن …

جدال جنود عقل و عشق

روزهای آخرِ قبلِ رفتن است و هی از زمین و آسمان کارِ نیمه تمام می‌بارد روی سرت و هی باید تمرکز کنی و هی اضطراب می‌آید روی اضطراب و هی سیاهه‌ی کارهای نکرده‌ی قبل سفر پُر تر می‌شوند و هی داری دست و پا می‌زنی بین کارها و قرارها و هماهنگی‌های لازمِ قبلِ سفری اقلا …

۶۰ تمام!

روی سنگ مزارت نوشته متولد هجدهم خرداد سال سی و هشتی. یعنی امروز سالگرد تولدت است. مادرت می‌گوید شبی که دنیا آمدی، صبحش عید قربان بود و برای تبرک ماه قربانی و حج، جلوی اسمت یک قربان گذاشتند و روی سجلی‌ای که برایت گرفتند نوشته شد؛ قربان‌علی. زدم روی یکی از این سایت‌هائی که تقویم …

همسایگی

فکرِ این‌که شهدای شهر یک‌جا جمع و یک‌جا دفن شوند مال پدرم بود. قبلش شهیدِ هر محله‌ای را می‌بردند توی گورستان همان محله و بین مرده‌ها دفن می‌کردند و حجله و پرچم برایش می‌گذاشتند که از مُرده سوایش کنند. پدرم که اهل فکر و ذوق و دور را دیدن بود، یک‌روز رفت شهرداری و لابی! …

حجله‌ها و شکوه‌ها

جنگ و انقلاب، مفاهیم نوئی را در ادبیات روزمره و مناسبات اجتماعی ایران وارد و ایجاد کردند. ایثار، مقدم داشتن دیگری بر خود، همبستگی، بسیج عمومی احساسات و عواطف و انرژی‌های اجتماعی، شهادت، جانبازی و… واژگانی بودند که یا قبل انقلاب و جنگ وجود خارجی نداشتند و یا محلی برای استفاده و استعمال در گفتار …

انقلابی مقدم

راجع به حسن تهرانیِ مقدم زیاده شنیده‌ایم و شنیده‌ام. و هر چه بوده، روایت‌های از آب و فیلترهای امنیتی گذشته‌ای بوده که هر سال سر سالگرد پدر موشک‌های ایرانی از بخش‌های خبری پخش می‌شده و خلاص. سبک زندگی آدمِ بزرگی مثل حسن تهرانی این‌طور نبوده که اهل دوربین و رسانه و تیتر شدن باشد و …