شرم

عبدالقادر گیلانی رحمت الله علیه را دیدند که در حرم کعبه روی بر حصباء [سنگریزه – خاک] نهاده، همی گفت: ای خداوند ببخشای و اگر هر آینه مستوجب عقوبتم، در قیامت مرا نابینا برانگیز تا در روی نیکان شرمساری نبرم. – – – – – – – – – گلستان سعدی. باب دوم. در اخلاق …

مساحت رنج

شدت رنج دوری ات را و محیط و مساحت مهجوری ات را فقط قیصر می توانسته به این دقت و ظرافت محاسبه کند؛ وقتی که سرود: – – – – – – شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید مگر مساحت رنج مرا حساب کنید… – – – – – – محیط تنگ دلم را …

اردی بهشتِ جهانی ِ ارتباطات!

به گواهی پیمایش میدانی وبلاگ های دوستان و آشنایان و حتی بی گانه گان! و رصد فضای مجازی تو در توئی که امروز یکی از موثرترین ابزارهای انتقال معانی است، اردی بهشت اوج شکوفائی تراوشات قلمی و نوشتاری جماعت وبلاگ نویس ایرانی است! این وسط تلاقی روز جهانی ارتباطات را با اردی بهشت را هم …

آوا

قدیم تر ها یکی از عناصر همیشگی ِ توی جیب آدم ها دفترچه ی تلفن جیبی ای بود که این اواخر نوع مغناطیسی آن هم به بازار آمده بود و کاغذ تویش تا می خورد و این سر و آن سرش ورقه ی نازک فلزی ای بود که به قوه ی آهنربای دورش، به هم …

به عمل کار برآید

گفت: بدان و عمل کن. و “عمل کن” را به نشانه ی تاکیید “سه بار” تکرار کرد و آیه خواند: قُلْ یَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَکَانَتِکُمْ… و گفت: حواست باشد که فهمیدن اگر سخت است عمل به آن چه فهمیده ای سخت تر است!

آبروداری

کسی برای دوخت لباس به مغازه ی ما نمی آمد. هر از چندگاهی، کسی با کت یا شلواری در دست، گذرش به مغازه ی می افتاد اما پدرم با دیدن مشتری لباس به دست، بلافاصله چهره در هم می کشید و جواب سلام تازه وارد را با تاخیر و بی اعتنائی می داد. مشتری در …

پیمانه ی صبر

شاید او که دعای ثابت قنوت نماز دومش را عوض کرده هم خبر از دل ِ ما که یک ذره صبر ته کاسه اش مانده دارد که چند روزست دست که به دعا بر می دارد، می خواند: ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا… تا من وقت قنوتش، وقتی که اوج می …

رنجِ دوست داشتن

هرکه خود را در چیزی که دوست دارد رها سازد، او را در چیزی که دوست ندارد به رنج اندازد… – – – – – – امام امیرالمومنین. غررالحکم و دررالکلم. تالیف عبدالواحد آمدی. ترجمه ی محمد انصاری

آب و آتش

خاک کنار دریا نرم است مثل خصلت بیش تر دریا نشینان مثل دل ِ مجاوران دریا مثل میلی که برای چشم دوختن به موج های بی شمار و بی قرار دریا دارند! دل ما ولی مثل آتش است! پر گدازه و پر لهیب پر حرارت و پر طمطراق دل ما که بگیرد می سوزد و …