بهاریه

هوا هی سرد و گرم می کند تا زایش دوباره را یادمان بیاندازد. تا یادمان بیاندارد در پس این همه روز تکراری و کم آفتاب، اتفاقی در شُرُف وقوع است. هر اسفند که نفس روزهای آخر تقویم به شماره می افتند، یاد شعر مرحوم سلمان هراتی می افتم که تا عمر داشت، آمدن هیچ بهاری …

روز فردای امتحان

ساعت چهار صبح است. انتخابات تمام شد. و شد آن چه شد! حالا شنبه ی بعد از انتخابات دشمن شکنی است که حضور مردمان سیلی محکم مدنظر حضرت آقا را در گوش دشمن نواخت! سوال اینجاست که مای ِ دشمن شکن، که با مشت های پولادین، کاخ پوشالین توهم دشمن را در هم کوبیده ایم، …

تا روز انتخاب (گم شده، پیدا شده)

انتخابات مجلس هفتم جمعه ای بود در اسفند سال ۸۲ که من و چندتای دیگر از دوستان مامور نظارت بر حُسن انجام انتخابات بودیم در روستائی صعب المسیر که شب قبلش برف باریده بود تا زانو و با چه والذاریاتی خودمان را رسانیده بودیم به محل صندوق اخذ رای و تازه آن جا بود که …

تا روز انتخاب (ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد)

وقتی در دل سیاه شب، ببینی کارنوال بزن و برقص و پای کوبی را عَلَم کرده اند در حمایت از کاندیداتوری کسی که داعیه نماز شب خواندن دارد و مُهر روی پیشانی اش را از سال های جنگ بیادگار، و حاجی! نیم ساعت قبلش قطار اسم شهید و امام و خون و ارزش و انقلابی …

تا روز انتخاب (و تو ای جوانمرد بگو از کدامین قبیله ای؟)

سیاسی نویسی ِ این چند شب اخیر، آمار بازدید ما را به دو هزار و خورده ای رساند و دوستان ِ پی گیر ِ این صفحات را به وجد آورد و من را نیز. ولی من دوست تر می دارم با همان همراهان دیده و نادیده و شناخته و ناشناخته ی سابق، حرف دلی بزنم …

تا روز انتخاب (دیروز! امروز. فردا؟)

دی روز آن همه شهید در یک «جبهه» جا شدند! امروز ۳۰ رزمنده که آن همه شهید را به چشم دیده اند در «این همه جبهه» جا نمی شوند… حالا این که بلبشوی متحدان و پایداران و ایستادگان و حامیان و منتقدان و معتدلان تهران است… درد بزرگتر در شهر ۳۰۰۰۰۰ نفری ماست که ۳ …

تا روز انتخاب (دلها دست خداست!)

رفیق اهل بصیرتی که دل ناگران نتیجه ی انتخابات جمعه ی پیش روست، استدلال می کرد که حضرت آقا انتظار تشکیل مجلسی قدرتمند و اهل بصیرت را دارند و چون معتقدند امروز سر پیچ بزرگ تاریخی ای قرار گرفته ایم و چشم ملت ها به مشی ماست و علی الاصول نقش مجلس آینده در این …