دفاع

مگر امت بمیرد؛ علی تنها بماند!

چشم فتنه را امیرِ قوم با دستِ نسلی درآورد که نه آزمون جنگ را دیده بودند و نه تجربه‌ی حضور در میدانِ انقلابِ پنجاه و هفت را. آتش فنته را دستانِ نوجوان و جوانی خاموش کرد که به دم مسیحائی امیر قافله‌ی صبر و بصیرت، تعلیم دین‌داری و ولایت‌مداری دیده بود و ثابت کرد: اگر …

سبزِ سُـــــــــــــــرخ

در چشمم رعنا و زیباترین جوان روی زمین بود وقتی با آن قد رشید و سر و ریش مرتب و لب خندان از در آمد تو. لباس فرمش، سبزترین یوفی‌فرم دنیا و زیباترین تن‌پوشی بود که یک جوان می‌تواند داشته باشد و روی سینه‌اش نشانِ خوش نقشی که آیه‌ی « و اعدوا لهم…+» رویش حک …

یک آدم جنگىِ مکتبى

زندگى موسى‌بن‌جعفر یک زندگى شگفت‌آور و عجیبى است. اولاً: در زندگى خصوصى موسى‌بن‌جعفر مطلب براى نزدیکان آن حضرت روشن بود. هیچ کس از نزدیکان آن حضرت و خواص اصحاب آن حضرت نبود که نداند موسى‌بن‌جعفر براى چى دارد تلاش مى‌کند، و خود موسى‌بن‌جعفر در اظهارات و اشارات خود و کارهاى رمزى‌اى که انجام مى‌داد، این …

جنگ؛ جنگ اراده‌هاست! جنگ عزم‌های راسخ است!

از من و شما هم سؤال می‌کنند درباره‌ى وعده و عهدى که با خدا کردیم؛ ما با خدا معاهده داریم. حالا در این آیه‌ى شریفه – مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عهَدوا الله عَلَیهِ + – این عهدى که می‌گوید مؤمنین با خدا بسته‌اند و بعضى از مؤمنین به این عهد به‌نیکى وفا کردند و …

رجــــاء

بعدِ آن دعوا و آن گفت و شنود در آمد که من از این‌همه خاطره که نوشته‌ام از آن روزها فقط خواسته‌ام بگویم که؛ مجید، بنده‌ی دست‌خالی خدا با دستان خالی وارد غائله‌ی غرب و کردستان شد، دست‌خالی بود وقتی که جنگ تمام شد و دست‌خالی است ام‌روز با این‌همه یادداشتِ روزهای جنگ و دست‌خالیست …

آنان می‌گویند که جنگ چه بر سرشان آورده است!

“ادبیاتِ جنگ متولد می‌شود؛ ساخته نمی‌شود. ارزش کلمه‌ها در این گونه نوشتاری بیش از هر چیزی، انسانی است. انسان‌ها پس از تحمل جنگ‌های طاقت‌سوز و خانمان برانداز به خلوت خود می‌آیند و بدون این‌که آگاهی حرفه‌ای از چه‌گونه نوشتن داشته باشند، دست به قلم می‌برند و با کلمه‌ها رنج و آرزوهای خود را شکل می‌دهند. …

ریخت و پاش

پیرمرد هم‌سایه‌ی نزدیکِ به خانه‌ی پدری‌ام بود. پسرش هم هم‌سایه‌ی نزدیک پدرم است در مزار شهداء. با تجربه‌ای که با درک بیش از هشتاد بهار اندوخته، به رغم چشم‌های کم‌سویش معلوم بود که مو را از ماست بیرون می‌کشد و اهلِ نظر و صبر و بَصَر است. الغرض، وقتی دی‌شب اول بار میهمانِ مسجد تازه …

سلام خدا بر شهیدان

به یاد شهیدی که چون شبِ عیدِ قربان به دنیا آمد، پدر وقتِ ثبتِ سجلی، در اول اسم او پیش‌وند “قـــربان” گذاشت و او بیست و چهار سال نشده، راهی را گزید که از منای قربانِ فرزند می‌گذشت و از قربانی کردنِ جان در راه جانان. شهیدی که سر به راهی که سالار شهیدان برایش …

مصداق جهاد فی سبیل الله

“به هرحال ان‌شاءالله که همه‌تان موفّق و مؤیّد باشید. ام‌روز خوشحال شدیم شماها را ملاقات کردیم؛ هم‌چنین آقاى مهدى‌قلى رضایى را، هم‌چنین یک بار دیگر آقاى نورالدّین را. ان‌شاءالله که همه‌تان موفّق باشید، مؤیّد باشید، ان‌شاءالله همیشه سربازان ثابت قدمِ انقلاب باشید همه‌تان. هم‌چنین خانم سپهرى که واقعاً زحمت کشیدند، کار ایشان، خیلى با ارزش …

حق و حساب

اسکوپِ بستنی را پُـر تر از سابق پر کرد و مالید روی نانِ بستنی. شاگرد بستنی فروش که تا آن روز هم‌کلامم نشده بود، وقتی نایلونِ بستنی‌های حصیریِ پر و پیمان را داد دستم، نزدیک‌تر آمد و طوری که صاحب کارش نشنود درِ گوشم خواند که؛ خودت می‌دانی! از روزِ بعدِ قطع‌نامه سراغ سپاه و …