جماعت خدا

حسین؛ سقای انسانیت انسان

می‌گفت: انسان خلق نشد مگر برای نیل به مقامِ انسانیت. به مقام توحید. به مرتبه‌ی عبودیت. و تو فکر نکن که این‌ها را مفت به‌ت بدهند. تو اگر طالبی باید مقاوم هم باشی. باید حتا صبور هم باشی. باید بلا کشی بلد باشی و خوش باشی. باید از خود بگذری. می‌گفت: حسین (علیه السلام) که …

باید که جمله جان شوی

می‌گفت: کس را راه به مقام بندگی و عبودیت محض نیست الا به این‌که راهش از شاه‌راه حضرت شاه شهیدان عبور کند و زلفش به زلف ابی‌عبدالله گره خورد. می‌گفت: هم‌این است که حسین بن علی را “ابی‌عبدالله” -پدرِ بنده‌ی خدا- نامیده‌اند. می‌گفت: سر سلسله‌ی عبادِ مخلصِ خدا، حضرت ثارالله است و باید برای به …

احرار

حُر تا قبل روز عاشورا که به خیل فدائیان پیوست، دستش به خون مظلومی آغشته نبود. حُر وقتی که راه بر کاروان کربلائیان بست، چشم بر ادب فرو نبست و مقابل امام – حتا وقتی در صف مقابل بود- خاضع بود. حُر به دعوت کسی توبه نکرد و توبه را نه به عنوان راه فرار …

نصرت نزدیک

و کتاب کریم فرموده است؛ “کسانى که بناحق از خانه‌هایشان بیرون رانده شدند گناهى جز این نداشتند که مى‌گفتند: «پروردگار ما خداست» و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‌کرد، صومعه‌ها و کلیساها و کنیسه‌ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى‌شود، سخت ویران مى‌شد، و قطعاً خدا …

نصرت نزدیک

کسی به قدر حضرت آقا امید در دل‌ها تزریق نمی‌کند و کسی به قدر ایشان، آیات نصرت و پیروزی برای‌مان نمی‌خواند و کسی مثل ایشان دلش به تحقق وعده‌ی حتمیِ الاهی قرص نیست که فرمود: وَ لَیَنْصُرَ‌نَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُ‌ه! + و باز کسی نیست که مثل ایشان نبرد با صهاینه‌ی نحس و نجس را …

دست‌ها

سه روز تمام زیر ظل آفتاب و در هُرمِ گرمای آفتاب صحرای تفتیده‌ی حجاز و در کنارِ برکه‌ ایستاد تا یقین کند تک به تک مردمانی که روزِ هجدهمِ ذی حجه شاهد ماجرا بودند، با جانشینش دست بدهند و عهدِ هم‌راهی ببندند. نگو که بسیاری از دست‌ها نه به یاری و تبریک، که به نامردی …

چ

چ را دیدم. در بعدازظهری پائیزی که خوردن یک لیوان چای داغ و لم دادن جلوی تله‌ویزیون حال اساسی دارد. منتظر دیدار چمرانی بودم با نگاهی نافذ و کاریزما که مثل آن‌چه از او خوانده بودیم، شب به شب کارنامه‌ی روزی که سپری کرده بود را می‌نوشت روی کاغذ و وقتی در گرماگرم جنگ خیز …

سپر از دست میانداز که؛ جنگ است هنوز

سی و چهار سال قبل در چنین روزی شیپور جنگ نواخته شد تا شناختن مرد از نامرد آسان شود و مگر وفا و مردانگی را کجا می‌توان آزمود جز در میدان جنگ…!؟ و آیا بلای عالم‌گیر رفاه و رفاه زدگی، ما را از دشمنی که خاک‌ریز به خاک‌ریز دارد نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود، غافل کرده …

عیادت مجازی

این متن، بریده‌ایست از نامه‌ای طولانی که یکی از دوستان که از قضای روزگار فرزند شهید هم هست خطاب به آقا نوشته و باز از قضای روزگار نسخه‌ای از آن به دست حقیر افتاده و من بی‌آنکه آن بنده‌ی خدا بخواهد و بداند، بخش‌های قابل انتشار در معرض نگاه عموم نامه را از نظر حضرات …

شکرانه

کسالت هرچند مختصر آقا تلنگری بود برای اهل نظر که قدر نعمت نفس گرم ایشان را به یاد بیاورند. که فرمود: «نعمتانِ مفقودتان؛ الصحّه و الامان» که متوجه این نکته شویم که وجودِ مغتنمِ پیرِ مرادمان امان و امنیت است و راحت‌مان از صدقه سر اوست. که شکر نعمت بودنش را به یاد و به …