اصرار نود و یک درصدِ مردم بر ادامهی دریافت چندرغاز یارانه نشان داد که مردم، که عوام الناس، که طبقهی بیسواد جامعه، که آنها که سطح درک پائینی از اوضاع دارند، هیچ امیدی به تدبیر دولتِ بنفش ندارند. گیریم دولت و رسانههای دیداری و شنیداریِ تحتِ اختیارش یک ماهِ تمام جیغ بنفش کشیدند که؛ آی …
ای بسا توبه که چون توبهی حافظ بشکست… .
حالا که خیمه شببازی حضرات در به صف کردن ملت و تشویش اذهان عمومی و سردرگم نگه داشتن ملت در هالهای از ابهامِ اینکه آیا تهِ قصهی یارانه و دادن و ندادنشان به کجا ختم میشود و ختمش آیا به خیر است و یا به شر، نمیدانم کسی به فکرش رسیده از حواشی ثبت نام …
“فاطمه زن بود ولی نور بود! دیدهی حق بود که مستور بود… .”
و این اولین و شاید آخرین تشییعِ جنازهای بود که دیدم کسی اشک نریخت و لبِ حسرت نگزید و از مرگِ میتِ تازه درگذشته متأسف و متأثر نشد. حتا دیدم نوهی مرحومِ روی تابوت در حالِ تشییع را که حق به جانب میگفت: چه خبر است این همه عمر! زندگی ۵۰ سال، ۶۰ سال، ۷۰ …
وَ تلک الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاس وَ لِیَعْلَمَ اللَّه الَّذینَ آمَنُوا وَ یَتَّخِذَ مِنکُمْ شُهَدَاء وَ اللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِین + و اینچنین است که خدایت ایام پر از فراز و فرود را بین شما پدید میآورد تا اهل ایمان خود را بنمایانند و از میان شما گواهانی برگزیند و اینچنین است که خدا اهل …
رجعت شهیدان، “اگر” نیست! “حتم” است. شهید، شهادت را برگزید تا نهال دین سیرآب شود و روزِ نوروزی که صاحب دین برگردد، عدل خداوندی اقتضا دارد که کمک حالِ امامِ موعود، مردانی آزموده و امتحان پس داده باشند. امروز شهر ما با آنچه آنها گذاشتند و رفتند، توفیر زیادی کرده است. آن روزها، اینهمه علم …
پا به ماه بود که تمام دلتنگیاش را جمع کرد در دستهای لرزانش و قرآن را دو دستی گرفت بالای سر مردش که خم شده بود بند پوتینهایش را محکم کند و از زیر قرآن رد شود و بدو برود سر قرار. و محمدش را آخرین بار از پشت پردهی نازک اشکی دید که هر …
میگفت: شیطان به هر شیطنتی که بلد شده، شب و روز و وقت و بیوقت مترصد دزدی از اولاد بنیآدم است و میگفت: او – که لعن و نفرین خدا بر او باد – دزدیست که نه در دل سیاه شب و نه در خفاء و خلوت که در عیان و جلوت مال و متاع …
رفاقتی که میان گذاشتهای چنان پررنگ هست که هنوز بعد سی و یک سال از آن روز بهاری که رفتی و دل دوستانت بردی، هنوز و همیشه در یادشان باشی و بمانی و رفتنت را با روز و ماهش بیاد داشته باشند و مرا شرمندهی لطفی کنند که رد پای صفائی که در رفاقتت بود …
