اصلن باید یک قانونی نوشته بشود که دستور بدهد اتفاقاتی که برای آدم می افتد، ته نشین بشوند، بعد یکی دیگر اتفاق بیفتد. اتفاقات نباید این طوری وحشیانه بیفتند. باید به آدم امان بدهند. باید بگذارند آدم از یکی شان عبور بکند، بعد صدتا دیگر پیش بیاید. آدمی که منم که فقط می توانم در …
(و لَقَد اَوحَینا اِلی موسی اَن اَسرِ بِعبادی فَاضرِب لَهُم طَریقا فِی البَحر یَبَساً لّا تخافُ دَرَکاً و لا تَخشی). * ترجمه: به یک عدد عصای موسی، برای شکافتن نیل ِ شک و گذار از دریای تردید و غرقه کردن فرعون ِ وهم و تغلب نیازمندیم! *. طه/۷۷
خوش خبر باشی ای نسیم شمال که به ما میرسد زمان وصال قصه العشق لا انفصام لها فصمتها هنا لسان القال عفت الدار بعد عافیه فاسالوا حالها عن الاطلال یا برید الحمی حماک الله مرحبا مرحبا تعال تعال عرصه بزمگاه خالی ماند از حریفان و جام مالامال ترک ما سوی کس نمینگرد آه از این …
آیه ای ! نیستی اما به لب قاری ها ! پادشاهی ! نه از آن دست که درباری ها ندبه ای ! منقبتی ! نقطه امیدی ! ذکری … نرخت این است به فرموده ی بازاری ها به ظهور تو به هر رنگ که آری گفتیم غیبتت (نه) زده توی دهن (آری) ها عاقبت مذهب …
من! درد تو را ز دست آسان ندهم… خودتم می دونی!
آقای دکتر! حالا که بعد این همه قیل و قال و تحمیل هزینه های گزاف بر گرده ی هوادارن سابقتان!!!،یادتان افتاده که گند اسفندیار روئین تن را ماست مالیزاسیون کنید و فرموده اید : رابطه ما با مقام معظم رهبری از جنس اعتقادی و پدر و پسری است، لطف کنید در معیت رئیس دفتر عزیز …
ـ شما پسر همین شهیدید؟ و انگار که راز سر به مُهری را فاش کند، لا ینقطع ادامه داد که ایشون معلم ما بود. تو قره ضیاءالدین. ما هر بار که بیائیم خوی، می آئیم اینجا. هر چی هم حاجت داشته باشیم بهمون می ده … ـ گفتم: …. سلام برسونید! پی نویس: حالا هی …
بیعت ها فرق میکند! در کوفه دست میدهند در کربلا… دست میدهند… … همین…! (حسین متولیان)
عمو می گفت روزهای آن جائی که تو رفته ای – بهشت منظورش بود! – مثل روزها و ساعتهای ما نیست که زود زود بیایند و بگذرند و تو یک هو ببینی که ای دل غافل! سالهاست از کس و کارت بی خبری. می گفت هر هزار سال ما، یک لحظه ی آنجائی که الان …
می بینی! همه ی موسی ها بعد از گم کردن ماهی هایشان همین قدر نا آرام و ناصبور می شوند. این زمین تا دلت بخواهد پر است از موسی ها و ماهی های گمشده…ماهی هایی که خدا خودش به تو می دهد تا گم شان کنی. تو فکر می کنی چیزی به دست بیاید که …
