اقلیم قبله

دلم از هیچ میلرزد، دل یار است پندارى‏ به مویى بسته صبرم، نغمه‏ى تار است پندارى‏ امروز جمعه است .دوازدهم مرداد ماه سال یکهزارو سیصد و هشتاد و شش خورشیدی. کمتر از ده روز دیگر ، انگار قرارست میهمان شهر رسول و اقلیم وحی و قبله باشم. شراب ، با من افسرده جان چه خواهد …

روز پدر آسمانی ام

الان دقیقا کجائی؟ الان ساعت بوقت بهشت چندست؟ یعنی من وقتی سلام می کنم ، فرشته ، تا کجا سلام مرا بالا می اورد که برساند بدستت ؟ یعنی من باید رو به کدام طبقه آسمان کنم تا ببینمت ؟ می دانی که … روزها برایم سخت است که بی تو می آیند و می …

شب رغبت ها

و امشب را شب رغبت ها نامیده اند … شب آرزوها … قبل تر هم می دنستم که آرزو بر جوانان عیب نیست .. و فرمود: او میگوید آری و آنچه میخواهی به تو میدهد. او میگوید نه و چیز بهتری به تو میدهد. او میگوید صبر کن و بهترین را به تو میدهد.

فاین الرجبیون

سبحان من لبس العزه و هو اهل. کریمــــا ؛رجب را که رودخانه ی جوشانیست در فردوس که آبش سپیدتر از شیر و طعمش محلا تر از عسل ، نوش کام تشنگانی نما که هاتفت را لبیک گویند؛ آنگاه که ندا در دهد: فاین الرجبیون… پی نوشت ؛ …. رفته ای تو یک محله ی غریب،پی …

کمیتش بیت مستانه سراید

نمی دانم ««همه»» وقتی ربع قرنشان می شود، اینهمه سوال و ام و اگر تو ذهنشون دارن؟ می گفت: زخاک من اگر گندم براید از او گر نان پزی مستی فزاید خمیر و نانوا دیوانه گردند کمیتش بیت مستانه سراید … می گفت: فولادش ،لابد چکشهای بیشتر رو می تونه تحمل کنه و لابد باید …

گفتند وزن و قافیه تعطیل می شود

گفتند وزن و قافیه تعطیل می شود قحطی استعاره و تمثیل می شود قوت گرفت شایعه،می گفت بعد از این: هر صورتی به آینه تحمیل می شود حتی خبر رسید که از سردی هوا گلدسته چند ثانیه قندیل می شود پرگار تا نود درجه رفت ناگهان مژده : شعاع دایره تکمیل می شود یک حوریه …

مشق می کنم زندگی

مشق می کنم زندگی را و بی تو بودن دو،سه و هزارباره را بی تو … مشق می کنم ایام ««یسر»» را بعد روزگاران مه آلوده ی ««عسر»» گفته بودی ، من نمی دانستم قاعده خداوندگاری را که : ««ان مع العسر یسری»» مشق می کنم دوستان را و دوستی ها را که در هزارتوی …