سابق بر این هر چیزی مناسک داشت حتی تهران رفتنهای مخفیِ نیم روزه…
تجربهی شش هفت سال نوشتن در صفحات نت و چرخیدن در فضاهای اجتماعی دنیای مجازی، به من آموخته که باید هوای دوستان نادیدهای که روزگاری مشترک خوراک نوشتههای هم در وبلاگ و سایت و شبکههای تو در توی اجتماعی بودهاید و رفاقتتان را خطوط اتصال نامرئی اینترنت شکل داده را داشت و نگذاشت رشتهی این …
دوستان سفر اربعین پارسال هی تماس میگیرند که امسال هم باهامان میآئی؟ و بیا و ته اتوبوس را باز برای تو و مهدی رزرو کردهایم و میگویم: دلم که لک زده برای اربعین در کربلا بودن و با شما تا آستان سیدالشهداء رفتن. اما مرخصی را چه کنم که بعد چهل روز مرخصی پائیزی در …
شوفر سمند گذریای که سوارمان کرد بین راهش که تا اصفهان برساندمان، با لهجه غلیظ قمی و کرور کرور تجربه و ادعا در سواری گرفتن از اسب و دانستن چم و خم تیمار مرکب و سوارکاری، مقتل تو را این طور خواند که: تو از همان اولش هم میل به نوشیدن آب نداشتهای. میگفت از …
قدیمالایام، زوار خانهی خدا خاصه آذریها وقت رفتن و بازگشتن از سفر حج، مسیر کاروانشان از عراق عرب بود و در راه توفیق زیارت سیدالشهدا نصیبشان میشد و با یک تیر هم حاجی میشدند و هم کرب و بلائی. امروز اما به سبب تسهیلاتی که در وسائل سفر بوجود آمده و نوعا هیچ کاروان زمینیای …
به لطف دوستان همشهری که مدیر ثابت یکی از هتلها همجوارند و قبلن چند نوبت مزاحمشان شدهایم و بازدید مفصلی! از انبار تحت اختیارشان داشتیم و هر نوبت دلی از عزا درآوردیم، دیشب به مناسبت یادبود شبهای آخر حج۹۱، میهمان رستوران “البَیک”شدیم. غذای ویژهی رستورانهای زنجیرهای البیک که برند معروفی در عربستان است، مرغ سوخاری …
از وقتی هتل خلوت شده و کاروانهای “مدینه بعد” راهی مدینه شدهاند، عوامل خدماتی هم کمتر شدهاند و مدیر ثابت هتل از بچههای ما خواسته اوقات سرو غذا کمک حالشان باشیم. حاج سعید سرپرست رستوران هتل و مقسّم غذا، بچهی شاهعبدالعظیم است و باحال و از لوطیهای روزگار. شب به شب که نوبت پست ماست، …
ما مفتخریم که راه هر سفرمان و میل هر نظرمان و غایت هر عملمان جز به | رضای آل محمد | [صلواتاللهعلیهماجمعین] ختم نمیشود… یا حضرت ضامن! ممنونیم که ما را شیدای گنبد غرق نور و طلایت کردی… ممنونیم که ما را در شمار شیعیانت قرار دادی ممنونیم که ما را برای خود سوا کردی …
خادم پیر و باصفای مسجدمان را که امشب ریق رحمت سر کشید و روحش تا عرش پر کشید میهمان خوشهی صلوات و بذر فاتحهای میکنیم که در شب اول قبر، کاریترین دستافزار هر دست از دنیا کوتاه شدهای ست… باشد که حضرت حق به پاس ریش سفید مشمیکائیل که به خدمت در خانه خدا سفید …
هر بار که نسیم هر سفری جان خسته تنی را مینوازد دل ناماندگار بیدرمان ما میل جادههای پر پیچ و خمی را میکند که ابر آلود بود و پر از دار و درخت و نمیداند ته آن جاده کسی که باید باشد، هست؟ و بعد آرزو میکند که ای کاش هیچ وقت و هیچ کجا، …
