آیه

سبزِ سُـــــــــــــــرخ

در چشمم رعنا و زیباترین جوان روی زمین بود وقتی با آن قد رشید و سر و ریش مرتب و لب خندان از در آمد تو. لباس فرمش، سبزترین یوفی‌فرم دنیا و زیباترین تن‌پوشی بود که یک جوان می‌تواند داشته باشد و روی سینه‌اش نشانِ خوش نقشی که آیه‌ی « و اعدوا لهم…+» رویش حک …

مرگ بر آمریکا

آن سه قطره خونِ ریخته بر صحن دانش‌گاه آن سه آذر اهورائی که آذرخش اعتراض شدند و جهیدند به بی‌داد و کبر و نخوتِ شیطانِِ بزرگ و سه یارِ دبستانی که آدابِ ادبستانِ مسلمانی را حتا در دانشگاه پاس داشتند با خون، با شعور و با شعارِ مرگ بر زد و زور و تزویر، شعوری …

حجتِ موجه

در یکی از هم‌این روزها در حوالیِ شامِ خراب بر فراز نِـی با لبانِ چاک چاک و تشنه با صدای داودی و صلابتِ حیدری و تنزیلِ محمدی آیه خواندی ام حسبتَ انَّ اصحابَ الکهفِ و الرقیم کانوا مِن ایاتِنا عجبا… + و رُخ‌سار ِ ماه مثالت کهکشانِ روشنِ هفده ستاره‌ی بر بالای نِـی‌ها بود و …

جنگ؛ جنگ اراده‌هاست! جنگ عزم‌های راسخ است!

از من و شما هم سؤال می‌کنند درباره‌ى وعده و عهدى که با خدا کردیم؛ ما با خدا معاهده داریم. حالا در این آیه‌ى شریفه – مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عهَدوا الله عَلَیهِ + – این عهدى که می‌گوید مؤمنین با خدا بسته‌اند و بعضى از مؤمنین به این عهد به‌نیکى وفا کردند و …

چشمه‌ی آب حیات

خدایا به حق حسین بن علی – که درود خدا بر ایشان باد – و به حق نجاتی که در رکابِ کشتی‌اش نهاده‌ای به حق آن چشمه‌سار جاری که از وادی طف جوشاندی و تشنه کامان حقیقت و حریت را به مدد فیضش می‌آشامانی به حق مشعل هدایتی که با نور ِ انورش روشن کرده‌ای …

صدقه‌ی اشک

ناچیزیم و دست‌خالی با مال و متاعی اندک آمده به آستانِ شاه به حضورِ حضرتِ شاه ایها العزیز؛ مَسَِنا و اَهلَنا الضُر… فَاَوفَ لنا الکَیل و تصَّدق علینا + کریما شاها حسینا سهمِ اشکِ ما را دو صد چندان کن و چشمه‌ی رحمتِ اشکت را در ما بجوشان… .

والعاقبهُ للمتقین

وقتی در اتمسفر جمهوری اسلامی، کاری بر عهده‌ات می‌گذارند یا کاری بر عهده می‌گیری، یعنی حاصل خون هزاران شهید تقدیم تو شده و تو باید قبلِ هر ملاحظه‌ای، ملاحظه‌ی خون‌هائی را بکنی که ریخته شدند تا اساس مُلک و ملت نریزد و شکستند تا غیرت و غرورمان نشکند. هربار وقتی جنگ دیده‌ها و شهید دیده‌ها …

تو در جانِ منی؛ من غم ندارم!

سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی «اَرنی» نگفته گفتی دو هزار «لَن تَرانی» – – – چو رسی به طور سینا «اَرنی» مگو تو بگذر که نیارزد این تمنا به جواب «لَن تَرانی» – – – چو رسی به طور سینا «اَرنی» بگو تو مگذر چه خوش است از او جوابی چه «تری» چه …