آخرین پدیدههای هنری در غرب، آپارت و پاپارت هستند. خودشان این اسمها را گذاشتهاند. آپارت از اُپتیک است، یعنی اُپتیک آرت و فقط به بازیهای بصری ختم میشود؛ بازیهای چشم، آنهم فقط در حد فیزیک چشم، در حد قوهی باصری ظاهری ما و مشخصاتی که دارد. یعنی با توجه به مشخصات فیزیکی چشم، بازیهای بصری …
هر بار که نسیم هر سفری جان خسته تنی را مینوازد دل ناماندگار بیدرمان ما میل جادههای پر پیچ و خمی را میکند که ابر آلود بود و پر از دار و درخت و نمیداند ته آن جاده کسی که باید باشد، هست؟ و بعد آرزو میکند که ای کاش هیچ وقت و هیچ کجا، …
هر بار که هر پردهای را میگشایم هر سلامی که به گرمی نثار من میشود و هر دستی که به گرمی دستم را میفشارد هر تخفیفی که شامل حالم میشود از هر کس که مرا به نام تو میخواند هر حاشیهی امنی که دارم و داشتهام همه و همه رد مبارک میراث جاوید اسم بزرگ …
با اهل درد شرح غم خود نمیکنم! تقدیر قصهی دل من نا شنیدن است… – – – پینوشت: ۱. چه در حلقهی رندان در آمده باشی چه نه بدان که دل ما با یاد زنده است و بوی بلال و صدای موج و تصویر کفشهای نوئی که روی شنها فرو میشد. ۲. مخاطب خاص دارد!
سراسیمه رسیدهبود دم در اتاق و میدید که ما داریم چه کار میکنیم، شوکه شدهبود. حس میکردم اگر دستم را از روی قفسهی سینه پدر بردارم، پسر یتیم میشود. چند دقیقهی دیگر ادامه دادم. روی بدنی که مدتها قبل مرده بود اما دستکم میتوانست به پسرش القاء کند که در آخرین لحظهی عمر پدرش بالای …
آقا جان! حضرت صاحب و ضامن! این همه وقت بس که از کس و ناکس نشان راه پرسیدیم و نیافتیم حیران و سر در گریبانیم تو بیا که خود نشانمان دهی ره ز که پرسیم؟ چه کنیم؟ چون باشیم!؟
حرف “شازده کوچولو” شد و بحث در اینکه اسم اورجینال! قصه شازده کوچولوست یا مسافر کوچولو!؟ گفتم همانکه نویسندهاش آنتوان دو سنت اگزوپری است و خلبان بوده و رمان معروف “پرواز شبانه” را نوشته و …؟ گفت آره! ولی چه اسم سختی دارد این آنتوان دوسن زیزو پری! عجب حافظهای هم داری که این اسم …
تعریف کامل حج را باید در کتابهای اخلاق اسلامی جستجو کرد. هرکس بخواهد فریضهی حج را آنچنان که در کتب اخلاق اسلامی بیان شدهاست بگذارد، در حقیقت جهاد یا کاری بالاتر از جهاد کردهاست. سختی شهادت یک لحظه بیش نیست. اما در چنین جهادی هر لحظه باید خود را قربان کرد. – – – – …
اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان در اعمال و کردار شما هیچگونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد، معلوم میشود روزهای که از شما خواستهاند محقق نشدهاست… حضرت روح الله | جهاد اکبر، ص ۴۴
زلزله که آمد، شنیدم قصهی پیرزنی را که از هول ِ بلا هشت شبانه روز خواب به چشمش نیامد و اضطراب آنقدر بود که اطرافیان و اطباء چاره این دیدند که شده ولو یک شب برود و در جوار شهیدش بخوابد. زلزله که آمد، دیدم حکایت پیرزنی را که پس از هشت روز بلای بیخوابی، …
