کسی به قدر حضرت آقا امید در دلها تزریق نمیکند و کسی به قدر ایشان، آیات نصرت و پیروزی برایمان نمیخواند و کسی مثل ایشان دلش به تحقق وعدهی حتمیِ الاهی قرص نیست که فرمود: وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُه! + و باز کسی نیست که مثل ایشان نبرد با صهاینهی نحس و نجس را …
ظهر ۳۱ شهریور ۵۹، وقتی اسباب زندگیشان را بار خاور کردیم که ببریم چایپاره، حوالی سهراهی خوی به ماکو خبر رادیو حملهی هوایی عراق و آغاز جنگ را اعلام کرد. من بودم و علی و رانندهی خاور. صدام از مدتها قبل تحرکاتی در مرزهای جنوبی داشت، ولی حملهی امروز با قبلیها فرق میکرد. خبر آغاز …
سی و چهار سال قبل در چنین روزی شیپور جنگ نواخته شد تا شناختن مرد از نامرد آسان شود و مگر وفا و مردانگی را کجا میتوان آزمود جز در میدان جنگ…!؟ و آیا بلای عالمگیر رفاه و رفاه زدگی، ما را از دشمنی که خاکریز به خاکریز دارد نزدیک و نزدیکتر میشود، غافل کرده …
این متن، بریدهایست از نامهای طولانی که یکی از دوستان که از قضای روزگار فرزند شهید هم هست خطاب به آقا نوشته و باز از قضای روزگار نسخهای از آن به دست حقیر افتاده و من بیآنکه آن بندهی خدا بخواهد و بداند، بخشهای قابل انتشار در معرض نگاه عموم نامه را از نظر حضرات …
خاصیتِ گرما، کلافگی و به هم ریختگی اعصاب است. اینکه با یونیفرم و کلاه و یال و کوپال مجبور باشی چند ساعت بمانی زیر ظل آفتاب و ترافیک را و بوقهای ممتد رانندههای بیحوصلهای را که شیشهی ماشینشان را بالا کشیدهاند تا خنکای کولرشان بیرون درز نکند را تحمل کنی و مأمور انتقال خودروهای پارک …
نصرتی که خدا برای اهلش مقدر فرموده با ارادههای سنگین توپ و حرکت شنیهای تانک روی رملهای به خون آغشتهی غزه و بیشمار سورتی پرواز هدفمند و بیهدفِ بمب افکنهای هوشمند، مهار شدنی نیست. این وسط اما خون کودکان خواهد ریخت تا آبروی نداشتهی مثلن مسلمانهای عربِ حامی صهاینهی وحشی، بیشتر از پیش بریزد و …
میگفت با سنگر محل استقرارشان چند قدم بیشتر فاصله نداشتم. میگفت طرف را دیده که به شیوهی اهل سنت وضو ساخت و رفت توی سنگر و قامت بست و بعد تا خود صبح و وقت اذان فجر و از حفظ و با ترتیل و به صوتی دلنشین قرآن خواند و چنان قرآنی میخواند که آیه …
و در فقرهی شخم زنیِ اراضی غزه که گرفتار چنگال گرگ خبیثِ نحسِ نجسی شده است، دعا کنیم به رهائی و پییروزی مضاعف ملسمانانِ پایدار آن باریکهی غیور و باز دعا کنیم که خدا عن قریب نعمت جهاد با کفار حربی صهیون را قسمتِ از جهاد اصغر دور ماندگان کند. و شکی نیست در اینکه؛ …
با سگ خبیثِ نحسِ نجسِ هاری که جز زور نمیفهمد بهترین زبان مکالمه، نشاندن مشت پولادین است و داغ و درفش در صورت کریهش. الغرض، دیروز که حضرت آقا فرمودند لازمست کرانهی غربی و اراضی حول و حوش قدس شریف هم مثل غزه مسلح شوند، بارقهی امید در دلمان روئیده که انبارهای سلاح مقاومت در …
زندگیش مثال اسمش بود؛ حنیفِ درستی درست زندهگی کرده بود و آنهمه راه پر پیچ و خم تا شهادتش را توانسته بود درست طی کند؛ آنقدر که درست به مقصد برسد. – گیریم چند سال دیرتر و جائی نه در جبهههای غرب و جنوب؛ هفده هجده سال بعد از جنگ و در حوالی شهر خودمان …
