طنزترین صحنهی آخرین شبِ تبلیغاتِ حضراتِ نمایندهگیِ دورهی دهمِ نمایندگی مجلس و هواداران و سینه چاکان تکرار شعارهای همدیگر بود با این توفیر که هر کدام، اسم آدمِ خودشان را به عنوان مرکز و ملجاء شعار بر سر هم داد میزدند. یعنی در شعارها این فقط اسامی و القاب و عناوین بود که عوض میشد …
“من این روزها را همیشه دوست داشتهام. خاطرهای ندارم از آن روزها اما، همیشه سرودهایش، شنیدههایم و تصاویرش برایم خوشایند بودهاند. این روزها بر شما مبارک… . امیدوارم اصل اساسی این «واقعه» محقق گردد و ما در آن نقشی داشته باشیم.”
اگر امام الآن زنده بود و اگر! و اگر! و اگر اجازه میداد کسی از نزدیکانش نامزد انتخابات خبرگان شود، و میشنید که آن کَسِ نزدیکش به اتکای چیزی که در قانون نیامده، دارد برای نهاد رسمیِ قانونی شاخ و شانه میکشد، چه میشد و چه میکرد؟ و اگر امام الآن زنده بود، اجازه میداد …
در بهار آزادی جای شهداء خالی
شانزده ساعت پیاده رویِ یک سره، نای همه را بریده بود جز هادی. نشسته بود بیرون چادر و از خنکای اول شبِ بعد از نماز مغرب و عشاء پا دراز کرده بود که کسی از راه رسید و مُهرش را خواست که نماز بخواند. زائر تازه از راه رسیده نمازش را که تمام کرد، تقبل …
بزرگترین انهدام هستهای تاریخ برگ زرین دیگری از دیپلماسی لبخند در ایامی که منسوب به امام حسینی است که از او و کربلایش “درس مذاکره آموختهاند!” مبارک است انشاءالله دوازده هزار سانتریفیوژ در حالی منهدم میشود که ما با غرب به راه حلی دائمی نرسیدیم و چیزی که دادیم دائمی و برای ابد است و …
آفرین به مجلسی که از آغاز تا فرجام رسیدگیاش به برجام بیست دقیقه هم طول نکشید و با رآیی که داد لابد! بیست گرفت و عجبا از بهارستان نشینان که خاطرهی تلخ بیست و یکم مهر را دوباره در حافظهی تاریخی مردم زنده کردند و روز تصویب برجامشان با روز تصویب کاپیتولاسیون همروز شد… . …
و درود خدا بر او باد که فرمود: «مسئولیت، عرصهی آزمودن مردان است… .»
“تیری که خورد به پای ستارخان از سفارت انگلیس شلیک شد و پارچهای که با آن مدرس را کشتند… ملحفه شخصی سفیر انگلیس بود اینجا همیشه دیگ سفارت میجوشید و رقاصهها میرقصیدند فرقی نمیکند زن یا مرد آخوند یا کراواتی پلو میدهند همیشه برای کشتن حسین” علی رضا قزوه
وزیر خارجهی کشور فخیمهی بریتانیا دارد برای دیدار دو روزه قدم رنجه میکند بیاید تهران تا هم تجدید دیداری بکند با همتای ایرانیِ همیشه خندانش و هم سفارتشان را باز بگشاید و هم اگر پا بدهند مثل باقی حضرات اروپائی یک سری به اصحاب فتنهی ۸۸ بزند. حالا از قضای روزگار این دیدار مصادف شده …
