آزار آراز آی آراز…

“‏آراز آراز آی آراز سولطان آراز، خان آراز سنی گؤروم یاناسان بیل دردیمی، قان آراز – آراز اوسته، بوز اوسته کباب یانار کؤز اوسته قوی منی اؤلدورسونلر دانیشدیغیم سؤز اوسته – آرازی آییردیلار قومونان دویوردولار من سندن آیریلمازدیم ظولمینان آییردیلار

تبریک

برای شهردار جدید شهرمان “آقای مهندس محبوب تیزپاز نیاری” که ام‌روز مصادف شد با اولین روز خدمتشان در کسوت شهرداری دیار دلیران و دارالمؤمنین مصفای ایران؛ خـــــــــوی از صمیم قلب آرزوی توفیق می‌کنیم و دستش را به گرمی برای آبادی و شکوفائی شهر عزیزمان به نهایت صمیمیت می‌فشاریم. و توفیق از خداست.

این یانکی‌های غیرقابل اعتماد

یانکی‌های گاوچران، غیر این می‌کردند تعجب داشت. خوب شد حالا دستِ رئیس جمهور سیاه پوستِ برنده‌ی صلحِ نوبلِ آمریکا بیش‌تر باز نبود که اگر بود، در این فاصله‌ی بیست روزه‌ی بین توافق ژنو تا تصویب تحریم‌های جدید، پیچ و مهره‌ی شل شده‌ی از سر خوش‌بینیِ تأسیسات هسته‌ای را هم باز می‌کرد!

دیدار

کلهم اجمعینِ خروجی دیدار و علت حضورِ جنابِ مدیرِ ارشدِ استانی در منزلِ شهید یک سخن‌رانی غرا بود در فضل شهادت و شهید در حضور تکراری معاونین پرشماری که هم‌راهش آورده بود و خوردن چایِ دیشلمه و گرفتن چند فریم عکس از در و دیوار با حضور جناب مدیر و اذناب. طوری‌که فرصت تعارف میوه …

یک آدم جنگىِ مکتبى

زندگى موسى‌بن‌جعفر یک زندگى شگفت‌آور و عجیبى است. اولاً: در زندگى خصوصى موسى‌بن‌جعفر مطلب براى نزدیکان آن حضرت روشن بود. هیچ کس از نزدیکان آن حضرت و خواص اصحاب آن حضرت نبود که نداند موسى‌بن‌جعفر براى چى دارد تلاش مى‌کند، و خود موسى‌بن‌جعفر در اظهارات و اشارات خود و کارهاى رمزى‌اى که انجام مى‌داد، این …

یعنی که سر من به فدای قدم تو!

دلم قرص می‌شود قرص‌تر می‌شود وقتی‌که؛ می‌روم در خانه‌ی پسری که پدرش فخر شهادت دارد و پسر، تصویر درشتِ همه‌ی افتخار زندگی‌اش را قاب کرده در عکسی به نام “پـــــدر” و در به‌ترین زاویه‌ی اتاق میهمان‌خانه‌اش جا داده… . این یعنی هنوز به رغم مدعیانی که منع عشق کنند؛ شما بالای سرمان هستید! و آی …

مرگ بر آمریکا

آن سه قطره خونِ ریخته بر صحن دانش‌گاه آن سه آذر اهورائی که آذرخش اعتراض شدند و جهیدند به بی‌داد و کبر و نخوتِ شیطانِِ بزرگ و سه یارِ دبستانی که آدابِ ادبستانِ مسلمانی را حتا در دانشگاه پاس داشتند با خون، با شعور و با شعارِ مرگ بر زد و زور و تزویر، شعوری …

برای شونزده آذر؛ روز دانشجوی مبازرِ شهید

سال ۵۶، وقتی آتش انقلاب فراگیرتر از سابق شده بود، کنکور دادیم و چند ماه بعد اسم‌مان جزو قبولی‌های دانش‌سرای عالی راهنمایی ارومیه درآمد. علی در رشته‌ی دبیری ریاضی و من در رشته‌ی دبیری علوم تجربی. علی غیر دانش‌سرا در انستیتو عمران ارومیه هم قبول شده بود که علاقه‌اش به معلمی و امتیاز استخدامی که …