قرار نانوشتهای گذاشته بودیم که کسی از خستگی حرفی نزند. از گرسنگی و تشنگی هم. جای آن به شوخی میگفتیم: “چراغ آبم روشن شده.” یا “چراغِ چائیام روشن شده.” و تو انگار کن نشانگر بنزین خودرو را که وقتی ته بکشد روشن میشود که؛ برو بنزین بزن! هماین بساط اتوماتیک مطابیههای دیگر را هم ساخته …
اصلن اربعین همایش بزرگداشت پیروزی است. پیروزی خون بر شمشیر. پیروزی ارادهی حق بر خواستهی طاغوت. پیروزی دستهای در زنجیر بر دنیائی از امکان و سلاح و زر و زور. برای مثل منی که برای همه چیز دنبال شاهد عینی و مثال ملموس است، اربعین بهترین حجت است برای جملهی معروفی که زینب کبری سلام …
حساب روز و ماه را گم کرده بود. از دنیا فقط شمارههائی را میدید که روی هر تیر چراغ برق وسط جادهی نجف به کربلا زده بودند و فکر کرده بود هزار و چهارصد و چهل و چند عمود را با احتساب ازدحام جمعیت چند روزی طول میکشد تا پیاده برود و برسد به عمود …
خدا میداند هزار و دویست و چند عمود را با چه والذاریاتی پیاده آمده بود. خدا میداند با افت فشار و بالا رفتن قند خون چه مصیبتی کشیده بود تا خودش را برساند به دو کیلومتری حرم. حالا شبِ جمعه، در ورودی کربلا و یکی دو کیلومتر مانده به حرم سیدالشهداء بیماری امانش را برید …
تجربهی زندگی در بین مردمی که خط مشترکشان عاشقی کردن است و راهشان منتهی به کعبهی شش گوشهای که دنیا بر مدار آن میچرخد، به یک خط و چند خط روایت از دیدههای محدود، نمیتواند بگنجد. زیستن در اتمسفری که اکسیژن آن جذبهی عشق حسین است را فقط باید تماشا کرد و بس. و جز …
غرور تمام یک ملت متجلی در پرچمی است که تک به تک آحاد آن مُلک حاضرند جانشان را پایش بگذارند. پرچم نماد ایستادگی و پیروزی و فتح و نصرت نیز هست. وقتی خاکی فتح میشود، وقتی جائی نصرتی به دست میآید، وقتی پیروزیای اتفاق میافتد، این باز پرچم است که بالا میرود و به شکرانهی …
اربعین نمایش قدرت کاروانی بود پیروز و سرفراز که حتا در چنگال دژخیمانهی دشمن، جز زیبائی ندید و جز در راه حق قدم برنداشت. محشر صغرای شیعه که جاذبهی جادوئیِ مغناطیس محبت حضرت حسین ابن علی (علیهماسلام) در آن متجلی است و تا همیشهی تاریخ جاوید خواهد ماند. قرار عاشقانهی شیعیان و امامِ شهداء که …
مهدی سه سالش بود که پدر رفت و دیگر برنگشت. پشت بند شهادتِ پدر، مادرش او و برادر کوچکترش را تنها گذاشت و مُهر “باطل شد” زد روی مِهر مادری و رفت پیِ زندگیِ خودش. دو طفلانِ شهید، با تمام حسرت و دریغ بزرگ شدند. پیش پدربزرگ پیری که نای حرکت نداشت و این دو …
“فرق مادر شهید با تمام مادران دیگر زمین خلاصه میشود در این؛ مادر شهید، پیش از آنکه مادر شهید شود شهید میشود… .”
به نظرتان، تمدیدِ بینتیجهی مذاکراتی که از ابتدا، انتهای آن معلوم و مشخص است، کاربردی به غیر از ادامهی تعلیق فعالیتهای هستهای کشور و خاموشیِ موتورِ حرکتِ پیش روندهی آن دارد؟
