سفر

خُلق و خو و خصالِ خشن

این‌ها مکالمات دو نفر از کسانی است که روز جمعه‌ی گذشته، در حاشیه جلسه اول آموزش کاروان حج نشسته بودند در صف انتظار معاینه پزشکی. یکی از دو نفر همراه مادرِ پیرسالش آمده بود که مادر را در معاینه همراهی کند و آن دیگری زائرمان بود و قرار بود خودش معاینه شود. +ان‌شاءالله خودت هم …

عمیق

مثل خیلی از دیگر مناسبات فی‌مابینی که در مملکت ساخته‌ایم و باعث تقابل دو نفر، گروه، همکار و همراه باهم شده است، از زمان ابراهیمِ نبی تا یومنا هذا، بین روحانی کاروان حج و عوامل اجرائی، دوئیت و اختلاف رای و سلیقه وجود دارد و عجیب است که هر دو طرف حق‌اند! در این چند …

گزارش چند دیدار در یک اتفاق

رفتنِ نیم روزه‌ام به تهران در هفته‌ای که به حسابی هفته‌ی آخر سال است و همه‌ی عالم و آدم در تلاشند که مبادا مبادا کارِ نیمه کاره‌ی سال کهنه به سال نو موکول شود، اگر به بهانه‌ی کتاب و خواندن و نوشتن نبود، محال بود اتفاق بیفتد. چه این‌که این‌ها که شمردم همیشه‌ی خدا برای …

اندک اندک جمع مستان می‌رسند

شیخ علی، آخوندی است پیرسال و بازنشسته‌ی جهاد و اصرار دارد روی فرم ثبت نام، بعد از واژه جهاد بنویسد سازندگی؛ جهاد سازندگی. عمری گذرانیده و موئی سپید کرده و در ایام حج ۹۶ بود که باهاش رفیق شدیم. از یکی از شهرستان‌های اطراف آمده بود خوی که فیش حج به دست، اسم بنویسد و …

اینجا چراغی روشن است!

سال اولی که اربعین را پیاده تا کربلا رفتیم رفیق رزمنده‌ی خوش ذوق و با روحیه‌ای هم‌پایمان بود که علاوه بر کوله‌ی سنگین و عَلم بلندی که برداشته بود، سر و بدن و لباسش پر بود از سربند و عکس آقا و برچسب و تصویر حاج قاسم و الخ. در کل آدم با روحیه‌ای بود …

پاسینکا

ما ترک‌ها به کار ساختمانی غیراساسی و نیم بند و نصف و نیمه‌ای که مثلا شامل برداشتن یک دیوار یا گذاشتن یک پنجره اضافی برای اتاق یا ترمیم گچ‌کاری و نو کردن سیمان‌ دیوار و کف حیاط و کارهائی از این دست می‌گوئیم پاسینکا! ظاهرش هم این است که کلمه ریشه روسی داشته و از …

کتاب باشه؛ وقتی سفری

سفر، پائیز، جاده‌ی دور و دراز و آفتابِ تابان اما کم‌جان، جان می‌دهد که جیب جلوی کیف کوچک سفرت را پُرِ کتاب کنی. این‌که حضور محفل اُنس باشد و دوستان جمع، جای کتاب را کسی و حضوری و معاشری و گرهِ زلفِ یاری نباید تنگ کند. الغرض، در سفر کاریِ اخیر که چند شهر از …

توئیتریون

توئیتر هیچ وقت برای من جدی نبوده است. منی که دوست دارم کلمه‌های زیادی داشته باشم و آن‌ها را در هم بتنم و از کلمات، دیوارِ حمال بسازم و رویش سقف و برج و بارو بزنم، در قالب کلمات محدود نمی‌گنجم. که فرمود: «مومن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد.» و لاکن صدای جیک جیکِ فریادوارِ گنجشککِ …

موقوفات

چند سال پیش به واسطه‌ی شغلی که آن سال‌ها داشتم، شبی دعوت شدم به جلسه‌ی تقدیر از واقفان شهر. جمع خیرین و واقفان و ریش سفیدهای شهر بود و گعده‌ی پررونق و صمیمانه‌ای به پا شده بود. خوی به واسطه این‌که در سده‌های گذشته واقفان خیراندیش و دوراندیشی را به خود دیده، بین شهرهای آذربایجان، …

تلاقی

آن‌ها که ریاضی خوانده‌اند می‌دانند که در علم ریاضیات، مبحثی داریم به اسم معادلات چند مجهولی. معادلاتی که X دارند، Y دارند و هر کدام تابعِ شرایط خودند و اگر معادله‌ی چند مجهولی‌ای قرارست حل شود باید مجهولات جائی در نمودار مدرّجی که دو یا سه بُعد دارد، هم را قطع کنند. معادلاتی که گاها …