خوی

پادتن

همکار پیمان‌کاری داریم که حوزه‌ی مسئولیتش دائم در حال تغییر منفیست. یعنی چه؟ یعنی محدوده‌ای که برایش معین کرده بودند برای کاری که برایش تعریف شده، هر روز هی کوچک و کوچک‌تر می‌شود. پیمان‌کار که می‌گویم یعنی پیمان‌کار شهرداری و کارش نوعیست که هر از چندگاهی یک سر می‌آید ساختمان اداری سازمان ما و سری …

غرامت کرونائی

قبلا هم گفتم که روال‌مان این است که برای موارد مشکوک به کرونا، با خانواده‌ها وارد مذاکره می‌شویم که «یکی دو روز برای دفن متوفاتان صبر کنید تا نتیجه تست از مرکز استان بیاید» که مردم روزه‌ی شک‌دار نگیرند و تکلیف‌شان با میتی که مانده روی دست‌شان معلوم باشد و نیز تکلیف ما که بدانیم …

ترس از احتیاط کرونائی

نه که ما روئین تنیم و ویروس و باکتری و میکروب و گلوله و تیر و ترکش در ما اثر ندارد. نه! ما – یعنی من و همکارانم در سازمان- از روز اولی که این وبای نوین گریبان شهر و استان و کشور و دنیا را گرفت، توانستیم بین احتیاط و ترس، دیوار بکشیم و …

نبش کرونائی

من هم مثل شما فکر می‌کردم بعضی آیات قرآن، مربوط به وقایعی هستند که در گذشته اتفاق افتاده و علتش فهم ناقص و عقل ناقص‌تر بشر بوده و امروزِ روز، بعد از ۱۴۰۰ سال و از پس این‌همه پیشرفت‌ها که در علم و فرهنگ و تمدن و روابط بشری بوجود آمده، دیگر ممکن نیست لنگه‌ی …

کودتای کرونائی

عوامل و دوستانِ همکار، چه در بخش اداری و چه در محوطه، ساعت آمد و شد مرا می‌دانند و عادت‌های روزمره‌ام را. مثلا می‌دانند که جای توقف ماشینم کجاست و دقیقا با چه زاویه‌ی کجی پارکش می‌کنم. و می‌دانند الان قریب به چهل روزست بعد از وقت اداری یک سر می‌آیم قطعه شهدا و چرخی …

کرونا ضرب در ۴

هنوز مانده تا ابعاد پنهان و پیدای این ویروس عالم‌گیر را متر و ذرع کنیم و این هنوز از نتایج سَحَرِ سِحرِ آن بیماری واگیرِ زبان نفهم است که توانست نمازجمعه‌ای را که موشک‌های صدام و بمب منافقان نتوانست تعطیل کند را تعطیل کرد و حرم اهل بیت علیهم السلام را و درس و دانشگاه …

حسابرسی کرونائی

حکایت شهرداری‌ها و دولت، بقول ما ترک‌ها حکایت بچه‌ی اضافیِ حاجی لک‌لک‌ است که هیچ‌وقتِ خدا برایش توی لونه جا پیدا نمی‌شود. یا مثل لقمه‌ای که مانده بیخ گلو که نه می‌شود پسش داد و نه می‌شود خوردش. سر همین زیادی بودن و در راستای از سر باز کردن و کوچک کردن حجم دولت و …

ثبت نام ایرانی

حالا که زیر و بم اتفاقاتی که در خلال انتخاباتِ این بیست ساله‌ی منتهی به دوی اسفند ۹۸ را تا جائی که قابل نوشتن و انتشار عمومی بود را نوشته‌ام، حیفم آمد از دو سه روزی که در خلال ثبت نام داوطلبانِ این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی، در فرمانداری مستقر بودم ننویسم. قرار …

آخرین انتخابات قرن

و اما انتخابات اخیر که اگر بلائی دامنِ سیاستِ مُلک را نگیرد و رئیس فعلیِ جمهور جر نزند مثل دوباری که خودش گفت «جر زده پیش رهبر» و گفته «من دیگر بازی نیستم!»، آخرین انتخابات قرن اخیر بود و کاش کسی این صد و خورده‌ای سال انتخابات در ایران را که از فردای امضای فرمان …

دلی که از عزا به در آمد

تنور انتخابات سال ۹۶ هنوز گرم نشده بود که خدا علی را به‌م داد. روز ملی شدن صنعت نفت. ۲۹ اسفند  ۹۵ که لابد اگر دوره، دوره‌ی مصدق بود، در و همسایه و قوم و اقربا، با وزن و قافیه‌ی “علی” و “ملّی” کلی شعر و سرود و قوشما (بداهه‌ی چهار پاره‌ی ترکی) برای تولدش …