عمومی

درس معلم ار بُوَد زمزمه ی محبتی…

خستگی از چشم هایش می بارید. این که بیست ساعت بنشینی یک جا و جُم نخوری و حواست به همه چیز باشد و غذای سرد و دیر به ت بدهند و وسط کار فرصت نیم ساعت چرت زدن و حتی مجال چند لحظه کش و قوس دادن به عضلاتت را نداشته باشی کافیست که آدم …

مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد!

دوستی نادیده اما کار بلد، زحمت کشید و سر و سامانی به این جا و صفحات مرتبط داد. بین کار پیشنهاد فرمود که بیا یک کنتور برای صفحه ی اصلی نصب کنیم که بدانی آمار بازدید از صفحه ات در چه نُرمی ست و تو چه قدر دیده!! می شوی! کنتور را نصب کرد و …

صلاح از ما چه می جوئی؟

و من نمی دانم خواجه را با مثل منی چه کار که این چند روزه هر صبح بعد ادای فریضه ی نوشین صبح یک استکان غزل نو به نو میهمانشم.. انگار، خواجه به شیراز هم خبرش شده که مثل همچه روزی در بیستم روز گذشته از فصل هزار رنگ و اورنگ برزگش می دارند! مدامم …

و یحیی الارض بعد موتها *

با ما چنان کن که با خاک ها کردی. و با شاخه های بید و سرو های راست کمان ما را آن دِه که باران را داده ای و اردی بهشت را و ما را آن چنان برویان که دشت های لاله را رویانیده ای… =========== *.- (سوره ی مبارکه ی روم. آیه ی نوزدهم)

معلم کلاس اول

می گویند تصویر اول ماندگارتر است. اصلن هر چیزی که صفت اول داشته باشد یک جوری ته ذهن آدم رسوب می کند. طوری که نسخه های بعدی با نمونه نخستین قیاس می شوند. بگذریم. جملات شاید! بی ربط فوق را گفتم تا مقدمه ای باشد برای تعظیمی که سال هاست به نام بلند محمدباقر شیرینی …

به رنگ پائیز

فصل نو شده است. فصلِ نو، رنگ به رخسار زمین و زمان می پاشد. اسمش رویش است: فصل هزار رنگ. پائیز! با آنهمه رنگ و برگ های خزان شده. با سوزی مطبوع و خواستنی. با بعد از ظهرهای ولرم و کوتاه که جان می دهند برای چرت بعد از نهار. با بازار قدیمی شهر و …

مراقب ماسه های زندگی باشیم !!!

پروفسور ایستاد و چند شی،را روی میز گذاشت….وقتی کلاس شروع شد بدون هیچ کلمه ای یک شیشه بزرگ سس مایونز را برداشت و شروع به پرکردن آن با چند توپ گلف کرد . بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است ؟ و همه تایید کردند .سپس پروفسور ظرفی از سنگ ریزه برداشت …

برای وقتی که روز نو می شود…

نوروز همان روزى است که ابراهیم خلیل(ع) بت هاى قومش را ـ که در آن روز براى شرکت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند ـ شکست. و نوروز روزى است که کشتى نوح(ع) بر کوه جودى نشست… و انگار که زایش دیگرباره زمین و تکمیل دور دوار چندهزار و چندصد باره ای دیگر ، نوید …