نمیدانم آیا بین اینهمه فایلهای نیمه نوشته و یادداشتهای هنوز کامل نشده، مجالی خواهم داشت که از اربعین و کربلای امسال بنویسم یا خیر؟ خاصه اینکه، نرفته به یکی از عزیزانِ دوست، قول دادهام که اگر برگشتم! دست به کیبورد نشوم و ننویسم الا متنهائی را که ماههاست قولش را بهش دادهام و حالا که …
فردا به افق ایران و عراق که لا بینهم فِراق، اربعین است و جمعیت به نهایت ازدحامش در کربلا رسیده و میرسد و هی هر لحظه به آن اضافه میشود. اهالی عراق به فتوای حضرت آقای سیستانی که خدایش به سلامت دارد، هر روز از ماه صفر که پا داد را به قصد زیارت اربعین …
داریم میرویم زیارت. مثل هر سال. اما انگار امسال قصهمان جور دیگریست که؛ دلم از هیچ میلرزد… . نه من. که خیلیهای دیگرِ دائمالاربعین همین حالند! شب که در تشویش و درگیر فکر و خیال بودم، همسر گفت که چرا دلواپس چیزی هستی که سر و ته و ابتدا و انتهایش به کسی وصل است …
سفرنامه نویسیِ امروزِ روز با سفرنامه نویسیِ ده بیست سال قبل تومنی صنار توفیر کرده است. قبلتر، امکانِ اینهمه نوشتن فراهم نبود که الان هست. هرطور که حساب کنی، تایپ کردن راحتتر و سریعتر از با قلم نوشتن است و با قلم نوشتن دفتر و دستک میخواهد و جائی برای نشستن و نور کافی برای …
یک ماه نشده که از حج برگشتهام. و در تمام روزهای این یک ماه، روزی نبوده که دلم تنگ روزهای کمی که دیدار کعبه قسمتم بود نشده باشد. در این بیست و چند روزی که برگشتهام، سفرهای کاری و غیرکاری و رتق و فتق اموری که یک ماهِ نبودنِ بخاطر حج، عقبشان انداخته بود باعث …
علم فیزیک میگوید«اگر شیئی از محلی شروع به حرکت کند و بعد از طی مسافت و زمانی، به محل اولیهی خود برگردد، مجموع کار انجام شده برابر (صفر) خواهد بود!». این را علم فیزیک و محاسباتش میگویند که همهی حساب و کتابهایش دور دایرهی ماده است و داخل قواعدِ دنیا. به فیزیک اگر بود، وقتی …
مشکی محرم را از وقتی امام شهید را شناختهام داشتهام. یادش بخیر آن سالها که نوجوان بودیم و جلسات زیارت عاشورایِ عاشورا تا اربعینِ حاج ولی آقای نوروزی تازه راه افتاده بود و شیرینی اسمِ حسین تازه داشت میخزید توی رگهایمان و راه کربلا و زیارت امام مسدود بود و دیدن حرم یک آرزوی دست …
مدینهی دوم اگر باشی در سفر تمتع، نهایتِ نهایتش ۴ یا ۵ روز از سفر یک ماهه و چند روزهات را در مدینهای و این برای متصل شدن سیمهای سرگشته و بی و سر و تهِ دلت به کهربای پرفشاری حبیب خدا و فرزندانش اصلا کافی نیست. امسال ۴ شب و پنج روز میهمان مدینهایم …
خداحافظی از کسی و جائی که دوستش داری، سختترین و ناممکنترین کار عالم است. و امروز روز خداحافظی بود. روز وداع. و من هیچوقت از این کلمه خوشم نیامده است که بوی تلخی و جدائی و دوری میدهد و چنگ میاندازد توی دلِ پر از تشویشِ آدم. هی از صبح میخواستم بروم حرم و هی …
صبح که با عمو رفته بودیم مسجدالحرام برای نماز صبح، اولین نوبت در این سفر بود که فراغت حاصل شد و توانستم نماز صبح را در بیت الاهی باشم و داشتیم توی راه در این باره حرف میزدیم که هر یکان یکانِ حاجیهائی که از شرق و غرب عالم جمع شدهاند اینجا دور خانهی خدا، …
