آواره‌گی کوه و بیابانم آرزوست…

و تو فکر نکن که از دل برود هر آن‌که از دیده برفت و فکر نکن وقتی نیستی، نبودنت نیست و فکر نکن که باد یادِ تو را وقتِ عشای ربانیِ طوفانِ شبانه‌ی پائیزی باخود برد و فکر نکن که رفتنت مترادف نبودنت شده… . باور کن هنوز و همیشه، “بالله که شهر بی‌تو مرا …

نـــــــــور

بو سعید خراز می‌گوید: «ابلیس را به خواب دیدم، عصائی برگرفتم تا وی را بزنم، بدان باکی نداشت و نترسید، هاتفی آواز داد که وی از این نترسد، وی از نوری ترسد که در دل باشد.» کیمیای سعادت. امام محمدغزالی

چشمه‌ی آب حیات

خدایا به حق حسین بن علی – که درود خدا بر ایشان باد – و به حق نجاتی که در رکابِ کشتی‌اش نهاده‌ای به حق آن چشمه‌سار جاری که از وادی طف جوشاندی و تشنه کامان حقیقت و حریت را به مدد فیضش می‌آشامانی به حق مشعل هدایتی که با نور ِ انورش روشن کرده‌ای …

برات

الهی به حق ساقی بده جامی زآن شرابِ نورانی که چهل روز نگذشته دمی بیاسائیم در جوارِ روحانی و ختمِ ساغر را در جوارِ عالم پناهِ حضرتِ سقا، میهمانِ اربعین سیدِ شهیدان باشیم. همین. آمین یا رب العالمین!

وصیت عاشورائی شهیدی عاشورائی

چون بدون زیارت و با آرزوی زیارت کربلا از این دنیا می‌روم، خواهش می‌کنم که ان‌شاءالله بعد از آزادی کربلا عکس مرا به عنوان زائر امام حسین(علیه‌السلام) بزرگ آموزگار شهادت به کربلا برده و در زیر پای امام (علیه‌السلام) نصب نمائید و در زیرش جمله‌ی: با آرزوی زیارت تو شهید شدم یا حسین را بنویسید. …

چه مختصر شده‌ای…

“ز بس شکفته شدی لحظه‌ای گمان بردم قرار شد که سرت را به نیزه‌بان ندهند ‘ نوشته‌اند که بر نـِی عمامه‌دار شوی تو عالِمی و به عالَم جز این نشان ندهند ‘ عمو به دیده‌ی طفلان همیشه سنگین است خدا کند که سرت را به این و آن ندهند ‘ خبر چو کاسه‌ی لرزان، لب …